آیا می دانستید که گوش دادن به موسیقی فواید زیادی دارد؟ آهنگ ها را خراب کنید و آن ضربه ها را منفجر کنید ، زیرا نتایج بدست آمده است - موسیقی برای شما مناسب است.
ما قدرت شفابخش موسیقی را می شناسیم. خرابی بد؟ نشانه "ما هرگز به همدیگر برنمی گردیم" توسط تیلور سویفت. برق در دراز مدت؟ جم را به "خودت را گم کن" امینم.
موسیقی می تواند دلسوزان دل شکسته ، انگیزه و دونده حماسی ترین مهمانی های رقص را رقم بزند ، اما برای سلامتی و رفاه کلی ما نیز دارای مزایای جدی علمی است.
نشان داده شده است که گوش دادن به موسیقی باعث بهبود عملکرد حافظه ، افزایش سرعت بهبود ، بهبود تمرینات شما و موارد دیگر می شود.
چرا موسیقی باعث می شود ما احساس کنیم؟ از یک طرف ، موسیقی یک شکل هنری کاملاً انتزاعی است ، عاری از زبان یا عقاید صریح. داستانهایی که او می گوید همه ظرافت و زیرنویس است. با این حال ، اگرچه موسیقی کم حرف می گوید ، هنوز هم می تواند ما را عمیق لمس کند ، برخی از اعصاب جهانی را خسته کند. بدن ما هنگام گوش دادن به آهنگهای مورد علاقه ما ، به همه علائم برانگیختگی عاطفی خیانت می کند. دانش آموزان در چشم ما رقیق می شوند ، نبض و فشار خون ما بالا می رود ، هدایت الکتریکی پوست ما پایین می آید و مخچه ، ناحیه ای از مغز که با حرکت بدن همراه است ، به طرز عجیبی فعال می شود. خون حتی به عضلات پاهای ما هدایت می شود. (برخی گمان می کنند که به همین دلیل است که ما شروع به ضربه زدن روی پای خود می کنیم.) به عبارت دیگر ، صدا ما را در ریشه های بیولوژیکی ما تحریک می کند. همانطور که شوپنهاور نوشت ، "ما خودمان هستیم که توسط رشته ها شکنجه می شویم."
چند هدفون را پرتاب کنید ، آهنگ ها را خاموش کنید و چه اتفاقی می افتد؟ انگشتان دست و انگشتان شروع به ضربه زدن می کنند. شاید سر و شانه های شما شروع به لرزیدن کند. خیلی زود ، شما ممکن است روی پاهای خود باشید ، حرکتی را شلوغ کنید و با شادی به متن شعر بپردازید. موسیقی به پایان رسیده است ، و بدن شما اکنون در حال پیاده روی است.
اگرچه ممکن است بدیهی باشد که موسیقی از نظر جسمی شما را تحت تأثیر قرار می دهد ، درک اینکه چگونه موسیقی و مغز تعامل دارند نیاز به مطالعه عمیق و توانایی بررسی اسرار ذهن انسان دارند. نتیجه تصویر جذاب از نقشی است که موسیقی می تواند در رشد مغز ، یادگیری ، خلق و خوی و حتی سلامت شما بازی کند. به مطالعات شناختی شیرجه بزنید و بخوانید تا دقیقاً بدانید موسیقی چگونه بر مغز شما تأثیر می گذارد.
یکی از اولین مواردی که هنگام ورود موسیقی به مغز ما اتفاق می افتد ، تحریک مراکز تفریحی است که دوپامین را آزاد می کند ، یک انتقال دهنده عصبی است که باعث می شود احساس خوشبختی کنید. این پاسخ بسیار سریع است ، مغز حتی می تواند لذت بخش ترین قله های موسیقی آشنا را پیش بینی کند و با عجله زودهنگام دوپامین زودتر خود را بدست آورد.
f می خواهید بدن خود را محکم کنید ، به سمت ورزشگاه بروید. اگر می خواهید مغز خود را ورزش کنید ، به موسیقی گوش دهید.
یک متخصص گوش و حلق و بینی جانس هاپکینز می گوید: "موارد کمی وجود دارد که مغز را همانطور که موسیقی انجام می دهد تحریک می کند." اگر می خواهید مغز خود را در تمام مراحل پیری درگیر نگه دارید ، گوش دادن یا پخش موسیقی ابزاری عالی است. این یک تمرین کامل مغز را فراهم می کند. "
تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند اضطراب ، فشار خون و درد را کاهش دهد و همچنین کیفیت خواب ، خلق و خو ، هوشیاری و حافظه را بهبود بخشد.
تا همین اواخر ، دانشمندان اطلاعات کمی در مورد مکانیسم های مغزی درگیر داشتند. اما یک سرنخ از یک زن معروف به I.R. (ابتدا از آن برای حفظ حریم خصوصی استفاده می شود) که به لوب تمپورال او آسیب رسانده است ، از جمله مناطق قشر شنوایی. هوش و حافظه عمومی او طبیعی است و هیچ گونه مشکل زبانی ندارد. با این وجود او نمی تواند هیچ احساسی را به وجود آورد و موسیقی را بشناسد ، خواه قطعه ای باشد که قبلاً شناخته شده باشد یا قطعه جدیدی که او بارها و بارها شنیده است. او فرقی نمی کند تفاوت بین دو ملودی را داشته باشد. با این وجود ، او واکنش های عاطفی عادی نسبت به انواع مختلف موسیقی دارد. توانایی او در شناسایی یک هیجان با یک انتخاب موسیقی خاص کاملاً طبیعی است! از این حالت می آموزیم که لوب تمپورال برای درک ملودی لازم است اما برای ایجاد یک واکنش عاطفی لازم نیست ، که هم خرده قشر است و هم جنبه های لوب های فرونتال را در بر می گیرد.
یک آزمایش تصویربرداری در سال 2001 توسط آنه خون و زاتور از مک گیل در پی مشخص کردن مناطق مغز درگیر در واکنش های عاطفی به موسیقی بود. در این مطالعه از محرکهای عاطفی خفیف استفاده شده است ، کسانی که با واکنش مردم نسبت به همخوانی موسیقی در مقابل ناهماهنگی مرتبط هستند. فواصل موزون موسیقی معمولاً مواردی است که نسبت ساده فرکانسها بین دو تن وجود دارد. یک نمونه متوسط C (حدود 260 هرتز یا هرتز) و G وسط (حدود 390 هرتز) است. نسبت آنها 2: 3 است و در هنگام بازی همزمان ، پنجمین فاصله کامل و دلپذیر به نظر می رسند. در مقابل ، وسط C و C تیز (در حدود 277 هرتز) نسبت پیچیده ای در حدود 17:18 دارند و داشتن صدای خشن و ناخوشایند به نظر می رسند.
حتی وقتی صدای ورودی وجود ندارد ، همه ما می توانیم با یادآوری یک قطعه موسیقی گوش دهیم. به هر قطعه ای که می شناسید فکر کنید و آن را در ذهن خود بازی کنید. این موسیقی در کجای مغز قرار دارد؟ در سال 1999 آندره آر. هالپرن از دانشگاه باكلن و رابرت جی. زیتور از انستیتوی عصب شناسی مونترال در دانشگاه مک گیل تحقیقاتی را انجام دادند كه در آن آنها مغز افراد غیر موزیكینی را كه یا موسیقی گوش می دادند یا تصور می كردند همان موسیقی را می شنوند اسكن كردند. بسیاری از همان مناطق در لوب های زمانی که در گوش دادن به ملودی ها نقش داشتند نیز فعال می شدند که این ملودی ها صرفاً تصور می شدند.
مغزهای خوب توسعه یافته
مطالعات موسیقی بسیاری از یافته های ذکر شده در بالا را گسترش داده است ، به طور چشمگیری توانایی مغز در تجدید نظر در سیم کشی خود را در حمایت از فعالیت های موسیقی تأیید می کند. درست همانطور که برخی آموزش ها تعداد سلول هایی را که به اهمیت صدا پاسخ می دهند افزایش می دهد ، یادگیری طولانی مدت باعث ایجاد واکنش های برجسته تر و تغییرات جسمی در مغز می شود. نوازندگان ، که معمولاً سالها روزانه ساعتها تمرین می کنند ، چنین جلوه هایی از خود نشان می دهند - پاسخ آنها به موسیقی با پاسخ غیر موزیکها متفاوت است. آنها همچنین توسعه بیش از حد مناطق خاصی را در مغز خود نشان می دهند.
پاسخ به موسیقی به خودی خود پیچیده تر است. موسیقی شامل یک توالی از تن است و درک آن به درک روابط بین صداها بستگی دارد. بسیاری از مناطق مغز در پردازش مؤلفه های مختلف موسیقی نقش دارند. لحن را در نظر بگیرید که هم فرکانس و هم صدای بلند صدا را در بر می گیرد. در یک زمان ، محققان گمان می کردند که سلول های تنظیم شده به یک فرکانس خاص همیشه هنگام شناسایی آن فرکانس به همان روش پاسخ می دهند.
اما در اواخر دهه 1980 ، دیوید دیاموند ، من و توماس مك كینا ، كه در آزمایشگاه خود در دانشگاه كالیفرنیا ، ایروین كار می كردیم ، هنگام مطالعه ی کانتور ، در مورد این مفهوم شك و تردید ایجاد كردیم ، كه این الگوی افزایش و ریزش زمین است. برای همه ملودی ها ما ملودی های متشکل از کانتورهای مختلف را با استفاده از همان پنج لحظه ساختیم و سپس پاسخ نورون های مجرد را در قشر شنوایی گربه ها ثبت کردیم. ما دریافتیم که پاسخهای سلولی (تعداد تخلیه ها) با کانتور متفاوت است. پاسخ ها به موقعیت یک لحن معین در یک ملودی بستگی داشت. سلولها ممکن است با قوت بیشتری آتش بگیرند وقتی که بر آن لحن مقدم باشد و به جای اولین بار باشد. علاوه بر این ، سلول ها وقتی بخشی از یک کانتور صعودی (تن های کم تا زیاد) نسبت به زمانی که بخشی از یک نزول یا پیچیده تر باشد ، به همان لحظه واکنش نشان می دهند. این یافته ها نشان می دهد که الگوی یک ملودی مهم است: پردازش در سیستم شنوایی مانند انتقال مجدد صدا در یک تلفن یا سیستم استریو نیست.
غز می توانند تغییرات در بزرگی میانگین پاسخ هزاران نفر را تشخیص دهند
هم اکنون می توانید از شنیدن این آهنگ در رسانه ویکی موزیک لذت ببرید | آهنگ خواننده عزیز کشورمون رضا صادقی به نام حال خوب را بین دوستان و آشنایان خود در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید. همراهی شما کاربران عزیز باعث دلگرمی ما می شود
Download song Reza Sadeghi >> ♬ Hale Khoob ♬ >> Music streaming from wikimusic
درباره این سایت